برنامه استخر
برنامه استخر این هفته دوشنبه ساعت 1:40 درب مسجد یا 1:50 درب استخر
محل استخر خ آذر استخر ابوذر سانس2تا3
دوستان علاقه مند تشریف بیاورند.
هیئت ابناءالفاطمه سلام الله علیها
برنامه استخر این هفته دوشنبه ساعت 1:40 درب مسجد یا 1:50 درب استخر
محل استخر خ آذر استخر ابوذر سانس2تا3
دوستان علاقه مند تشریف بیاورند.
با سلام خدمت دوستان و همهیئتی های عزیز
وبسایت هیئت ابناءالفاطمه سلام الله علیها تحت عنوان abnaolfateme.ir راه اندازی شد.
در حال حاضر این دامنه که البته به خاطر خاص بودن اسم ش با دادن تعهداتی به سختی مجوز گرفت.
به وبلاگ abnaolfateme.blogfa.com متصل است.
یعنی هرمطلبی که شما در وبلاگ بگذارید در این آدرس اینترنتی نیز نمایش داده خواهد شد.
همهیئتی های عزیزی که علاقه مندند تا از نویسندگان وبسایت باشند لطفا به بنده اطلاع دهند.
امیدوارم فعالیت و همکاری دوستان رو در فضای مجازی بیشتر شاهد باشیم.
التماس دعا
دوستان ورزشکاری! که علاقه مندند در اولین برنامه ی کوه گردی شرکت کنند.
سه شنبه صبح ساعت 5:30صبح درب مسجد امام حسن عسکری(ع) و یا ساعت 6صبح درب ورودی کوه صفه تشریف بیاورند.
جلسه توجیهی برای دعوت شدگان به شاخه دانش آموزی هیئت ابناءالفاطمه سلام الله علیها
جمعه شب24تیرماه از نماز مغرب و عشا در مسجد امام حسن عسکری (ع) برگزار خواهد شد.
برنامه:
سخنرانی حاج آقای شجاعت(حداکثر تا20دقیقه)
صحبتهای آقای طیبی در مورد شاخه دانش آموزی(حداکثر تا20دقیقه)
معارفه ی بین دوستان
پرکردن فرم اعضا و هدیه یادبود به عزیزان
سلام به همه
قبل از اینکه بخوام ادامه ی این نوشتار تقدیم شما نمایم به این چند سوال پاسخ بدید دوستان
بسم الله
مواردی که در اولین جلسه اجرایی هیئت دانش آموزی بحث شد.
1-هدف و انگیزه و چرایی تشکیل شاخه دانش آموزی
2- روش های جذب نیرو
3-شرایطی که باید اعضا اولیه هیئت داشته باشند.(سنی و اخلاقی)
4-روش های جذب مالی
5-کارهایی که باید ابتدا انجام دهیم.
نویسنده: عمادطیبی
oovooo! یک نرم افزار ارتباطی اینترنتی است. شما میتونید به وسیله اون با همدیگر چت کنید همدیگرو ببینید با هم حرف بزنید.
حتی شما وقتی آنلاین نیستید طرف میتونه براتون پیغام صوتی یا تصویری یا متنی بزاره!
میتونی ایمیل بفرستی با فایل های صوتی و تصویری و نرم افزاری برا هم بفرستید.
حتی میتونید به تلفن یا موبایل طرف مقابل زنگ بزنید! البته این یکی نیاز به پرداخت پول دراه.
یعنی یک نرم افزار ارتباطی کامل ارتباط به هرشکلی.
نکته ی اساسی این هست که این نرم افزار به کل رایگان هست و خیلی ها در جهان از این استفاده میکنند مثلا مثل یاهومسنجر که نسبت به اون مزایایی داره. سرعتش هم الحق خوبه.
این نرم افزار رو از این باب اینجا معرفی کردم که شما و خصوصا بچه های هیئت میتونید از طریق این آنلاین همدیگرو ببینید و باهم صحبت کنید یک ویدئو کنفرانس آنلاین. میشه جلسات آنلاین برگزار کرد.
این نرم افزار رو میتونید از لینک http://www.oovoo.com دانلود کنید.
یادگیری اش هم آسونه مثلا شناسه من yavar115 هست شما میتونید با نوشتن اسم من و مثل یاهومسنجر اضافه کردن اسم من به لیست دوستان تون با من ارتباط برقرار کنید اگر آنلاین باشم میتونیم با هم یک ویدئو کنفرانس داشته باشیم. شما در هرجای دنیای دنیا که باشید.
امیدوارم بچه های مذهبی به روز باشند حتی جلوتر از بقیه.
oovoo از اون نرم افزارهایی است که به زودی صداش همه جا رو میگیره و خودش یک فضای جدید برای جنگ نرم هست فردا شما میبینی مارکسیست یا صهیونیست اونور کامپیوتر با جوونای ما زنده داره حرف میزنه.پیغام صوتی و تصویری میزاره و...
از اون جاهایی هست که به نظر من مذهبی ها باید زودتر دست به کار بشن تا ازش استفاده خوب بکنیم نه ضربه بخوریم.
ان شاءالله
سال ها دو برادر با هم در مزرعه اي كه از پدرشان به ارث رسيده بود زندگي مي كردند . آنها يك روز به خاطر مسئله ي كوچكي به جر و بحث پرداختند . و پس از چند هفته سكوت اختلافشان زياد شد و از هم جدا شدند .
يك روز صبح زنگ خانه برادر بزرگتر به صدا در آمد . وقتي در را باز كرد مرد نجاري را ديد. نجار گفت : من چند روزي است كه به دنبال كار مي گردم . فكر كردم شايد شما كمي خرده كاري در خانه و مزرعه داشته باشد . آيا امكان دارد كمكتان كنم ؟
برادر بزرگتر جواب داد : بله اتفاقا من يك مقدار كار دارم . به آن نهر در وسط مزرعه نگاه كن آن همسايه در حقيقت برادر كوچكتر من است . او هفته ي گذشته چند نفر را استخدام كرد تا وسط مزرعه را بكنند و اين نهر آب بين مزرعه ي ما افتاد . او حتما اين كار را به خاطر كينه اي كه از من به دل دارد انجام داده . سپس به انبار مزرعه اشاره كرد و گفت : در انبار مقداري الوار دارم از تو مي خواهم بين مزرعه ي من و برادرم حصار بكشي تا ديگر او را نبينم .
نجار پذيرفت و شروع كرد به اندازه گيري و اره كردن الوار .
برادر بزرگتر به نجار گفت : من براي خريد به شهر مي روم اگر وسيله ي نياز داري برايت بخرم .
نجار در حالي كه بشدت مشغول كار بود جواب داد : نه چيزي لازم ندارم ...
هنگام غروب وقتي كشاورز به مزرعه برگشت چشمانش از تعجب گرد شد . حصاري در كار نبود . نجار به جاي حصار يك پل روي نهر ساخته بود.
كشاورز با عصبانيت رو به نجار گفت: مگر من به تو نگفته بودم برايم حصار بسازي ؟
در همين لحظه برادر كوچتر از راه رسيد و با ديدن پل فكر كرد برادرش دستور ساختن آن را داده به همين خاطر از روي پل عبور كرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او براي كندن نهر معذرت خواست .
وقتي برادر بزرگتر برگشت نجار را ديد كه جعبه ي ابزارش را روي دوشش گذاشته بود و در حال رفتن است .
كشاورز نزد او رفت و بعد از تشكر از او خواست تا چند روزي مهمان او و برادرش باشند .
نجار گفت : دوست دارم بمانم ولي پل هاي زيادي هست كه بايد آنها را بسازم.